تبليغاتX
..::این وبلاگ فیلتر خواهد شد::..
سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،ورزشی و ...

جناب آیت الله خامنه ای

سلام علیکم

نامه ی خویش را با سلام آغاز نمودم تا مبادا عده ای کوته بین و تنگ نظر نامه ی بی سلام را بی ادبانه و خارج از حیطه ی اخلاق و در نتیجه بی اعتبار بدانند.البته بنده نامه ی بی سلام را اینگونه نمی پندارم.چرا که حضرتعالی در زمان حیات گرانمایه ی امام خمینی( که درود خدا بر شرف و شجاعت وی باد)بار ها نامه هایی بدون سلام به خدمت ایشان نگاشتید(که متون آن را می توان در صحیفه یافت).در صحیفه حتی نامه ای از شما هست که بسم الله ندارد که البته شما دلیل آن را فراموشی دانسته اید و من صد البته آن را می پذیرم.چرا که "انسان جائز الخطا است".

حضرت آقا

این نامه را از آن جهت برای شما می نگارم که سالیان سال در گوش ما چنین زمزمه کردند که شما یاور امین نظام مقدس و امام مقتدر ما،خمینی کبیر(که درود خدا بر شرف و شجاعت وی باد) بوده اید و شما لایق هر درد دلی هستید.شاید که چاره اندیشی های شما همانند همیشه و با اتکا به قوای مختلف اثر گذار باشد.

حضرت آیت الله

شنیدم که به تازگی به شخصی حکم ماموریت ریاست بر قوه اجراییه داده اید که سال ها پیش در انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت به مخالفت با حکم امام خمینی (که درود خدا بر شرف و شجاعت وی باد) برخاسته بود.کسی  که حتی یک روز یا یک شب را در جبهه های ضد بعثی و ضد استکبار نگذرانده است.درود خدا بر شرف و شجاعت خمینی کبیر که فرمود میزان حال فعلی افراد است.اما من از شما که رهبر این مملکت می باشید می پرسم:"آیا می توان گذشته ی سیاه کسی را که امروز ظاهر خود را آراسته است به فراموشی سپرد؟؟"

حضرت آقا

برای من اصلا دادن قوای مجریه به کسی که در مقابل حرف امام (که درود خدا بر شرف و شجاعت وی باد)  مهم نیست.چرا که تاریخ نشان داده است که روزی یزید بر مسند خلافت نبی خدا(ص) تکیه زد.و خوب علت آن این است که همواره و در طول تاریخ "انسان جائز الخطا است."این ها مهم نیست...

آن چه برای من اهمیت دارد شنیده هایی است که آن را منتسب به شما می کنند.شنیده ام که گویا در این مراسم شما برای عده ای از خواص سر تکانیده اید و به آنان نمره ی مردودی عطا نمودید.قطعا عمل و گفته ی شما صحیح است اما از آن جا که "انسان جائز الخطا است" و بنده هم انسانم و از خطا عاری نیستم قصد آن کردم که یک نفر را از بین این خواص برای شما معرفی کنم.

حضرت آقا

علی اکبر را به خاطر دارید؟؟او که در زمانی که با هم وارد حوزه شدید و چون ریش نداشت همه فکر می کردند که سنش از همه کمتر است.اما به زودی مشخص شد که در آن جمع شما از همه کوچکترید و که صد البته این از نبوغ شما بود که با آن سن کم به حوزه علمیه راه یافته بودید.حوزه ای که آن زمان قداصتی داشت و هنوز امثال مصباح ها و به قول دکتر شریعتی روحانیون تشیع صفوی آن را قبضه نکرده بودند.

حضرت آیت الله

هاشمی را به یاد دارید؟؟او که همیشه از زندانی شدن شما نگران می شد حال آنکه خود در زندان بود و در زندان های رژیم سفاک پهلوی به دنبال شما می گشت تا از حال شما خبری بجوید.

هاشمی را به خاطر دارید؟؟کسی که امام خمینی (که درود خدا بر شرف و شجاعت وی باد) درمورد او فرمود : "هاشمی زنده است تا نهضت زنده است."

حضرت آقا

آیا به خاطر دارید که بنی صدر ها و رجوی ها آن زمان که در این مملکت جایی داشتند برای کسب مجبوبیت در بین مردم چه می کردند؟؟؟من که آن زمان نبودم اما نیک می دانم که آن زمان تیغ شایعات امثال ینی صدر و رجوی بر روی گردن سه نفر بوده است."خامنه ای، بهشتی و هاشمی"

برای همین بود که مردم تیزبینی که گول دروغ های امثال بنی صدر را نمی خوردند همواره فریاد می زدند:"درود بر سه یاور خمینی...خامنه ای ، هاشمی و بهشتی"

امروز که باید بگوییم یاد بهشتی بزرگوار به خیر.حضرتعالی هم در مسندی هستید که نمی توان ادعای بودن ابرو بر بالای چشم مبارک شما را داشت.من از شما که رهبر این مملکت هستید می پرسم:"هیچ می دانید که بازماندگان بنی صدر ملعون برای رسیدن به قدرت ، دست کثیف خویش را بر کدامین گلوی پاک و حق طلب می فشارند؟؟؟"

حضرت آقا

علی اکبر در طول تاریخ پس از انقلاب چه آنجا که بنی صدر او را انحصار طلب می خواند، چه آن زمان که اکبر گنجی به او لقب عالیجناب سرخ پوش داده بود و چه حتی چهار سال پیش که به امر خود جنابعالی وارد صحنه ی انتخابات شد و مورد بدترین هجمه ها قرار گرفت، همیشه به حمایت های شما دل خوش بود.اما امسال که در تلویزیون تحت امر شما و در برابر دیدگان تمام ملت به ایشان اهانت شد، شنیده ام که شما فرمودید نظر آن اهانت کننده ی پست به نظر شما نزدیکتر است.شما بگویید علی اکبر چه کند؟؟

بنشیند و شاهد ظلمی باشد که بیش از 30 سال پیش برای ریشه کن کردن آن زندان ها و شکنجه ها را تحمل نموده است؟؟؟بیاید و در مراسم تنفیذ کسی شرکت کند که به او تهمت ارتباطات پنهانی با دولت وهابی آل سعود زده است؟؟؟(حال آنکه حتی بنگاه های خبر پراکنی آن ملعون از جمله کیهان و رجانیوز هم هیچ مدرکی برای این حرف ندارند که اگر داشتتند مطمئن باشید که از انتشار آن دریغ نمی کردند.)

من شنیدم که شما دروغگویی شخص رییس جمهور را تکذیب کردید.

اما حضرت آقا

شنیدم که فرمودید صحبت های پیرامون آقای هاشمی خلاف واقع است.من از شما می پرسم:"آیا خلاف واقع یعنی دروغ؟؟و آیا کسی که خلاف واقع بگوید دروغگوست؟؟؟"

حضرت آیت الله

من همواره به خودم می بالم که مسلمانم.افتخار می کنم که به دینی گرویده ام که "لا اکراه فی الدین" را در کتاب آسمانی خویش نهاده است.می بالم به مسلک خودم که در آن "عدول" هست تا "انسان جائز الخطا" بتواند در جایی راه خویش را از خطای خویش جدا کند.حتی اگر آن خطا زمانی مرجع تقلید وی بوده باشد.

خوشحالم که در مذهب من "جامعه کبیره" ای هست که انسان می تواند به آن پناه ببرد.و من به "جامعه کبیره" پناه بردم و اکنون مدتی است که در هنگام رسیدن به فراز "و فصل الخطاب لکم" آن را سه بار و خطاب به معصومین(علیهم السلام) تکرار می کنم.سه بار تکرار می کنم تا مبادا این مفهوم پر معنا و پر محتوا در راه اهداف شوم سیاسی عده ای یزید صفت لگد مال شود.اشتباه نکنید...خدای نا کرده منظورم شما نیستید.

بلکه منظورم آنان هستند که وفتی به سودشان باشد حرف معمول شما را "فصل الخطاب و نصب العین" می دانند و وقتی برایشان منفعتی نداشته باشد گوش های خویش را پر از پنبه می نمایند تا مبادا صدای شما را بشنوند.

درد دل های من که پایانی ندارد.گفتن آن نیز سودی نخواهد داشت به جز ضرر.

اما به هر حال باید گفت هر آن چه را باید گفت...

باز هم خطای مرا به بزرگی خویش ببخشایید.هر چند که از انسان جائز الخطا گاهی خطایی سر می زند که بخشودنی نیست.

سلام بنده را هم به همه ی نزدیکان علی الخصوص آقا مجتبی برسانید.

دوام عالی مستدام....نامه ی من ناتمام

 

                                                                و من الله التوفیق

 نکته:به مفاهیمی که درشت (‌‌‌‌‌Bold ) شده اند بیشتر دقت کنید.

پی نوشت:

 نردبان این جهان ما و منی است

                                             عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم هر کس که بالا تر نشست

                                             استخوانش سخت تر خواهد شکست

                           

                              آری...خواهد شکست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط سیاوش  | 

کمتر از یک ماه از انتخابات شبهه انگیز و کودتا مآبانه ی 22 خرداد وقایعی در کشور در حال اتفاق است که بیش از آنکه جالب باشد ، مشکوک است.

انتصاب اسفندیار رحیم مشایی ،پدر عروس محمود احمدی نژاد ، به سمت معاون اول رییس جمهور آن هم در حالی که همگان از گذشته ی سیاه و غیر قابل دفاع این شخص مطلع هستند اولین اقدام شک بر انگیز سرکرده ی کودتاچیان 22 خرداد بود.

پس از آن ، اعلام نظر آقای خامنه ای نسبت به انتصاب مشایی در 27 تیر ماه و امتناع احمدی نژاد از تبعیت از حکم شخص اول مملکت و سپس انتشار این اعلام نظر در رسانه ی غیر رسمی دولت (یعنی صدا و سیما) و باز هم نافرمانی رییس جمهور دیکتاتور مآب درصدور حکم برکناری مشایی اتفاقات دیگری بود که سعی در جلب توجه رسانه ها و مردم داشت.

همچنین در جنجال رسانه ای ساختگی دیگری، احمدی نژاد با برکناری رسمی دو وزیر معترض که به اهمال کاری وی در برکنار کردن مشایی اعتراض نموده بودند و همچنین ماجرای غیر قانونی بودن جلسات هیئت دولت در هشت روز آینده یعنی تا زمان تحلیف مجدد رییس جمهور، آخرین حرکتی بود که برای ایجاد یک جو رسانه ای جدید انجام شد.

با نگاهی به رسانه های مختلف خبری(به جز صدا و سیمای کودتاچیان) متوجه می شوید که ظرف چند روز گذشته اکثر اخبار داخلی و سیاسی حول محور همین چند اتفاق است.اما ریشه ی این اتفاقات و جنجال ها کجاست؟هدف از ایجاد این تشنجات ساختگی چیست؟تشنجاتی که علی مطهری،نماینده ی مردم تهران در مجلس، صراحتا از وجود تعمداتی در ایجاد آن توسط احمدی نژاد سخن می گوید.

با نگاهی عمیق تر به این قضایا می توان بوی متعفن یک عملیات ایضایی کثیف را احساس نمود.عملیاتی که سعی در بر هم زدن تمرکز جامعه از مسائل دیگری را دارد.

اما این مسائلی که احمدی نژاد برای زیر سایه افکندن آن ها حتی حاضر است مسئله ی غیر قانونی بودن دولت خویش  ظرف این هشت روز پایانی دولت نهم را مطرح کند، چه هستند؟!

این گونه به نظر می رسد که جمعیت عظیم مردمی که نتیجه ی انتخابات را به حق شبهه آلود و توام با تقلب گسترده می دانند آن قدر عرصه را بر رییس جمهور غیر قانونی تنگ کرده که برای از بین بردن دامنه های آن حتی حاضر است شعور سیاسی و درک خویش از قانون را زیر سوال ببرد.تا آنجا که برای کم کردن این اعتراضات یک بازی رسانه ای مسخره را به راه بیندازد تا شاید حواس مردم از نتیجه ی دروغین و ذلت بار انتخابات 22 خرداد پرت شود.

و این یعنی آن که احمدی نژاد برای به حاشیه بردن مسئله ی عدم مشروعیت خود، که اظهر من الشمس است، به قول معروف در میانه ی میدان گربه رقصانی به راه انداخته است تا توجه مردم را از دزدی که غافله ها را غارت می کند دور نماید.

اما آقای احمدی نژاد

رییس جمهور دروغین و مستبد ایران ;

ای که وجودت تداعی کننده ی یاد هیتلر و استالین و ... است ;

کور خوانده ای.مطمئن باش که حتی اگر سر خود را به زیر خروار ها برف هم فرو ببری باز هم ما تو را خواهیم دید.

این بازی های مسخره ی تو از یاد ما نمی برد که خود تو، دولت نهمت و بعد از این دولت منحوس دهم تو غیر قانونی و نا مشروع هستی و هستید.

آری

دولتی که با ریختن خون مردم بی گناه و کشیدن چماق به روی آنان و با زندانی کردن خیل عظیمی از مخالفین خود بر مسند قدرت بنشیند دولت غیر قانونی و حاصل یک کودتاست.

دولتی که محصول 3 چیز است:

1-  دخالت آشکار ارگان های نظامی و ضد مردمی سپاه و بسیج در برگزاری انتخابات و امر شمارش آرا

2-  پر کردن زندان های اوین و رجایی شهر از جمع کثیر سیاسیون و روزنامه نگاران اصلاح طلب

3-  اشغال 4 ساله ی صدا و سیما توسط اقتدارگرایان و زورمندان کثیف عرصه ی سیاست

این دولت به هیچ عنوان مشروعیت حکومت بر مملکتی که یادگار خمینی کبیر(ره) است را ندارد.

این ماجرا های اخیر من را به یاد یکی از شعار های مردم مسلمان در زمان انقلاب سال 57 می اندازد:

"ما میگیم شاه نمیخوایم ، نخست وزیر عوض میشه

                                                               ما میگیم خر نمیخوایم ، پالون خر عوض میشه"

بود و نبود مشایی و اژه ای و صفار و ... که همگی حامیان اصلی کودتا هستند(علی الخصوص شخص اژه ای) برای ما تفاوتی ندارد.آن که باید از صحنه روزگار محو شود شخص احمدی نژاد و کل دولت غیر قانونی وی است...انشا الله

                                                                                                 و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

 
راه سبز اميد