بعد از جشنواره ی فجر سال 85 یکی از آثاری که بیش از همه انتظار برای اکران آن می رفت "سنتوری" اثر داریوش مهرجویی بود.فیلمی که در کنار "اخراجی ها"به عنوان منتخب تماشاچیان برگزیده شده بود.اما دو روز مانده به اکران...
از همان ابتدای لغو مجوز سنتوری بر بنده معلوم بود که این اقدام به سبب وجود ابتذال در فیلم مذبور نیست.چرا که اقدامات گذشته ی "ارشاد خانه ی صفاریه" نشان می داد که فیلم هر چه باشد اکران می شود مگر آنکه در آن ضرری متوجه منافع "صفار ها و دار و دسته" باشد.دلیل این امر را هم میتوان در فیلم هایی مثل "کلاغ پر" , "طبل بزرگ زیر پای چپ","اخراجی ها" و ... پیدا نمود.فیلم هایی که با داشتن صحنه های زننده و یا صحنه هایی که در آن به صراحت به شهدا و رزمندگان این مرزو بوم توهین می گردد,اما چون زیانی برای رییس واعضای دولت ندارد به راحتی اکران می شود.
این موضوع را میتوان در یکی از مصاحبه های اخیر صفارهرندی با صداوسیما به وضوح مشاهده کرد.آنجا که خبرنگار از وی پرسید:"چرا برخی از فیلم ها با داشتن موضوعات و صحنه های مبتذل اکران میشوند و برخی نه؟؟؟"
صفار به صراحت پاسخ میدهد:"فیلمی که در آن حرفی برای گفتن نباشد و در ذهن بیننده ماندگارنباشد اکران میگردد..."
و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
سنتوری نقد دوران گذار از خاتمی به احمدی نژاد است.اما به شیوه ی بسیار زیبایی نه بی قیدی دوران خاتمی را می ستاید و نه خفقانی که امروز بر مملکت حاکم است را بر می تابد.
شاید یکی از دلایلی که این فیلم هیچ حامی سرشناسی ندارد همین است که در سنتوری تمام سیاستمداران اصلاح طلب گذشته و اصولگرای فعلی مملکت نقد میشوند.
گواه این حرف هم صحنه ای از فیلم است که "علی" به پدرش که از اصلاح طلبانی است که عکسش در روزنامه ی "شرق" چاپ شده میگوید:"اومدی منو اصلاح کنی؟؟یکی باید تو رو اصلاح کنه."
و در جای دیگری از فیلم هم دوران دوساله رخوت هنری و فرهنگی حکومت دولت نهم به نقد کشیده میشود:"دو ساله که نه مجوز کنسرت میدن و نه آلبوم...وقتی هم که مجوز میدن آهنگ هام سوخته اند."
در هر حال با دیدن این فیلم شاید بیننده حس کند که مهرجویی این فیلم را برای اکران نساخته بلکه برای دل خودش ساخته.چرا که مهرجویی اگر انسان با هوشی بود می بایست صحنه های مبتذل و زننده را از فیلم حذف می کرد تا همگان بفهمند که عدم اکران سنتوری به خاطر ابتذال نیست بلکه به خاطر عدم التزام عملی به مبانی اعتقادی دولت فخیمه ی نهم است!!!!
مهرجویی اگر در ایران زندگی میکند(که میکند) باید بداند که گره زدن دو موضوع "اعتیاد" و "سیاست" اصلا به صلاح نیست(منظور صلاح سازندگان فیلم است)
برای ساختن فیلمی با موضوع اعتیاد در ایران باید فیلم مضمون اجتماعی داشته باشد نه سیاسی.همانند فیلم "خون بازی" اثر پوران درخشنده.فیلمی که با صحنه های رقص کلاسیک بهرام رادان با یک عروسک شروع می شود و باران کوثری با مادر خود به تقلید از رادان مشغول رقص با یکدیگر می شوند.سوال اینجاست که چرا رقص کلاسیک دو زن در فیلم حتی سانسور هم نمی شود(کاری که استاد مسلم آن,ما ایرانیان هستیم)اما مجوز اکران سنتوری به همین راحتی لغو می گردد؟
جواب این سوال را می توان در آن یافت که "خون بازی" اعتیاد را از منظر اجتماعی می نگرد و "سنتوری" از منظر سیاسی.برای تهیه ی فیلمی با موضوع اعتیاد در ایران باید همه خوب باشند به غیر از معتاد و ساقی.نه اینکه دلیل وجود غول افیون اهمال کاری بالا دستان باشد.
وقتی "هانیه" میگوید:"مملکتی که همه رو معتاد میکنه..." به بیننده ای که از دید سیاسی به فیلم می نگرد چنین القا می کند که حداقل این صحنه برای اکران نیست(اما اثرات همین حرف ها!!! در تمام فیلم تسری پیدا میکند و نتیجه ی آن نیست مگر عدم اکران فیلم)
به قول صفار "این ها در ذهن بیننده می ماند"و این ها همان حرفهای برای گفتن است که نباید گفته شود.
به هر حال به نظر من بزرگترین تبلیغ برای سنتوری و "حرف های آن" عدم اکران آن بود که آن هم با درایت!!! وزارت ارشاد میسر شد و به موجب همین تبلیغات خبر آن رسید که سنتوری در سینماهای دوبی روی پرده ی اکران رفت.وزارتخانه ای که رهبر انقلاب بار ها در مورد رسیدگی بیشتر به آن به دولت تذکر داده اند و اقدامات دولت در زمینه ی فرهنگی را بارها مورد انتقاد قرار داده اند.
پرونده ی سنتوری هم بسته شد با مهر ننگ دیگری در کارنامه وزارت ارشاد دولت نهم.وزارتخانه ای که به قول مشاور فرهنگی احمدی نژاد "وزیر آن و رییس جمهور همانند زن و شوهری هستند که به خاطر فرزندانشان یکدیگر را تحمل میکنند."
البته دلیل این نا سازگاری در دستگاه فرهنگی کشور را بنده فقط یک چیز می دانم.اعتقاد بنده این است که وزارت ارشاد دولت نهم همانند یک سیمرغ بلورین برای روی کار آوردن دولت نهم توسط "روزنامه ی کیهان" به "حسین شریعتمداری"اعطا گردید و وزارت به دست کسی افتاد که پیش از آن هیچ سابقه ی اجرایی نداشت.کسی که پیش از آن سردبیر "کیهان" بود و یک شبه راه صد ساله را پیمود.
ومن الله التوفیق
یک خبر بی ربط:"بعد از شرکت حسین رضازاده در تبلیغات شرکت املاک رابینسون به تازگی ناصر حجازی و پسرش آتیلا در تیزر های شرکت املاک آفیار شرکت نموده اند."
یا علی