تبليغاتX
..::این وبلاگ فیلتر خواهد شد::..
سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،ورزشی و ...
امروز در وب سایت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(قدس) به فرازی از وصیت نامه الهی ایشان برخوردم.بخوانید:

"وصيت‌ اكيد من‌ به‌ قواي‌ مسلح‌ آن‌ است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از مقررات‌ نظام‌، عدم‌ دخول‌ نظامي‌ در احزاب‌ و گروهها و جبهه‌ها است‌ به‌ آن‌ عمل‌ نمايند؛ و قواي‌ مسلح‌ مطلقاً، چه‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و پاسدار و بسيج‌ و غير اينها، در هيچ‌ حزب‌ و گروهي‌ وارد نشده‌ و خود را از بازيهاي‌ سياسي‌ دور نگه‌ دارند. در اين‌ صورت‌ مي‌توانند قدرت‌ نظامي‌ خود را حفظ‌ و از اختلافات‌ درون‌ گروهي‌ مصون‌ باشند. و بر فرماندهان‌ لازم‌ است‌ كه‌ افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمايند. و چون‌ انقلاب‌ از همه‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و شوراي‌ دفاع‌ و مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ وظيفه‌ شرعي‌ و ميهني‌ آنان‌ است‌ كه‌ اگر قواي‌ مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌ بعد، برخلاف‌ مصالح‌ اسلام‌ و كشور بخواهند عملي‌ انجام‌ دهند يا در احزاب‌ وارد شوند كه‌ ـ بي‌اشكال‌ به‌ تباهي‌ كشيده‌ مي‌شوند ـ و يا در بازيهاي‌ سياسي‌ وارد شوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ كنند. و بر رهبر و شوراي‌ رهبري‌ است‌ كه‌ با قاطعيت‌ از اين‌ امر جلوگيري‌ نمايد تا كشور از آسيب‌ در امان‌ باشد."

حال این متن نورانی را مقایسه کنید با عملکرد ارگان نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

تاریخ ما خیلی خوب به خاطر خواهد سپرد حمایت های بی شائبه ی این ارگان را از شخص احمدی نژاد در خرداد ۸۴ و بی شک همین تاریخ خوب به یاد دارد فعالیت های این سپاه مخلص!!! را در تخریب دولت های ما قبل احمدی نژاد.

خیلی خوب به یاد داریم فعالیت های این بنگاه همه فن حریف را در انتخابات های گذشته که چگونه برای روی کار آوردن مجلس ها و شوراهای اصولگرا(بنیاد گرا) سر ودست می شکاندند.

چرا راه دوری برویم؟هم اکنون در این ستاد عظیم تبلیغ و تخریب نشریه ای به نام صبح صادق منتشر می شود که در آن به جز چند صفحه با مضامین شهدا(علیهم رحمة) و مسائل درون ارگان باقی صفحات سیاسی است و به انتشار عقاید سیاسی-سپاهی می پردازد.

صبح صادق

هیچ گاه از یاد نمی برم صحبت های شیخ پنجاه هزار تومانی را پس از شکست در انتخابات.اگر چه بسیاری از سخنان شیخ مهدی در آن روزها (و هم چنین در حال حاضر)ناشی از بی جنبگی وی از شکست بود اما برخی از آن افاضات الحق والانصاف که عین حقیقت بود.

این شیخ عصبانی در آن روز ها در یک سخنرانی خطاب به سردار حجازی فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت:"آقای حجازی شما اگر به کار سیاسی علاقه دارید ابتدا لباس نظامی خویش را بکنید تا لااقل حرمت لباسی که مقدس و نماد جانفشانی ها و ایثار بسیاری است را حفظ کنید"

آری این وصیت امام (ره)نیز همانند بسیاری از سفارشات نورانی آن حضرت توسط کسانی که دائما لاف پاسداری از آرمان های آن بزرگوار را می زنند لگد مال شده است.

ختم کلام اینکه:آنچه ما امروز می دانیم گوشه ای از حمایت و تخریب های معنوی سپاه است.چه بسا ما از حمایت های مالی و مادی در طول این سال ها بی خبریم.

                                                              ومن الله التوفیق    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط سیاوش  | 

 

خبر بی نهایت تاسف بار است:"شاعر بی ریای روزگار ذلت بار ریا کار ،قیصر امین پوراستاد قیصر امین پور دار فانی را وداع گفت.          

برایم بسیار غم انگیزاست که چنین خبری را بنویسم...بسیار غم انگیز است که بگویم ما امروز یکی از کسانی را از دست دادیم که از اندیشه اش و از قلمش تمنای نان نداشت...کسی را از دست دادیم که هیچگاه شعر نگفت تا آنان که باید , خوششان آید...شاعری را بر بال فرشتگان بدرقه می کنیم که شاعر دل های مرده بود...قیصر مرد عرصه ی عبرت بود...و او چه بسیار زیبا از گذشتگان خویش عبرت گرفته بود...در طول تاریخ چه بسیارند شعرایی بزرگ که سالهای متمادی از عمر خویش را صرف سرودن اشعار متملقانه از برای پادشاهان کردند...و اینان آنگاه بر کتیبه درخشان ادبیات فارسی نقش بستند که مجیز گویی را به کناری نهادند.قیصر اما کس دیگری است...او از شروع تا پایان تنها برای خود می سرود و حرف دل می زد که لاجرم بر دل می نشست.

 

         چرا مردم قفس را آفریدند؟           چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

 

         چرا پروازها را پر شکستند؟           چرا آوازها را سر بریدند؟

 

لیکن با خود می گویم خوشا به حالش.خوشا به حال او که آرام پرکشید بی آنکه دلی شکسته با شد از قلمش...بی آنکه با شعرش رنجانیده باشد کسی را

اما حیف که ما آدم ها(و علی الخصوص ما ایرانیان) همواره برای رفتگان ندای غم سر می دهیم.به گوش باشید...چه بسا هم اکنون  قیصرها هستند و ما از آنان غافلیم.

                                                              گرامی باد نام و یاد پاک او

                                                         

                                                                       ومن الله التوفیق

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط سیاوش  | 

یاد آن روز ها به خیر که همه افرادسر جای خودشان بودند.هر کسی که لایق احترام بود در بین همگان محترم بود و آنان که بویی از مردمداری نبرده بودند هیچ جایگاهی در میان مردم نداشتند.اما حیف که روزگار گذشتنی است و چرخ روزگار       می چرخد و می چرخد...

آری این چرخ گردون می چرخد و آنان که روزگاری مورد تایید هیچ کس نبودند حال بر جایگاهی تکیه زدندو هرچه  می خواهند می کنند،هرچه باب نفس خودشان باشد می گویند و متاسفانه از حمایت کسانی برخوردارند که هیچ کس حتی بزرگان مملکت جرات ذره ای خم به ابرو آوردن در برابر آنان ندارند.

آری کسانی که در مناسبات شخصی و حزبی خود و از آنجا که زندگی آنان خرج دارد و باید به طریقی بگذرد در راه گذران زندگانی کثیف خود حتی حرمت دین محمد (ص) را نگه نمی دارند و هر که و هر چه را می خواهند زیر سوال می برند.

آری امروز روی سخنم با آنانی است که به مناسبت برخی ازاهمال کاری ها و بها دادن های بی جا و بی آنکه حتی یک نیروی بازدارنده در برابرشان مقاومت کند(آری هیچ نیروی بازدارنده ای من جمله مذهب،قانون،وجدان و ...) هر چه خواستند کرده اند و می کنند.

حتما شما خواننده ی عزیز، حسین شریعتمداری مدیر مسئول پر قدرت روزنامه ی وزین!!! کیهان(لعنة الله علی القوم الظالمین) را می شناسید.البته پر قدرت نه از نظر ژورنالیستی و داشتن قلم نافذ...بلکه از نظر داشتن پایگاهی بی نظیر و قدرتمند در دستگاه های دولتی و تصمیمات کلان مملکت.

آری می شناسید او را که به هرکه می خواهد می تازد بی آنکه احد الناسی بتواند با وی مقابله کند.او که همانند سرکردگان نظام های استکباری همه را یا خودی می داند و یا در غیر این صورت آنان را با القابی نظیر دست نشانده ی استکبار،عامل ساواک،صهیونیست،معلوم الحال و... خطاب می کند.

اینکه کس نمی تواند با وی مقابله کند البته علت دارد.سوابق وی نشان می دهد که اوارتباط تنگاتنگی با ارگان نظامی،فرهنگی،اجتماعی،انتظامی و ...!! سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد.پس قبول بفرمایید که هیچ کس جرات برخورد با وی را نداشته باشد.چرا که هیچ کس دوست ندارد ریشه به تیشه خود بزند.دلیل اینکه من و خیلی های دیگر علیه وی و روزنامه ی تحت امر وی جرات قلمرانی و سخنرانی داریم شاید این باشد که ما هیچ جایگاه و هیچ چیزی برای از دست دادن نداریم.ولی آنها که سری در سر ها دارند بیم آن دارند که مبادا سر خود را بر باد دهند و می ترسند که حرفی بزنند شاید که آنان نیز جایگاه خودشان را از دست بدهند.

تفصیل اینکه این آقا و روز نامه ی تحت امرش چه ها کرده اند  

از حوصله ی این مقال خارج است.به همین دلیل نویسنده سعی دارد که خلاصه و به صورت تیتروار گوشه ای از خیانت های بی شمار این لاط لا ابالی عرصه ی قلم را علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی، ملت و بزرگان مملکت را برای شما خواننده ی گرامی ذکر کند.امیدوارم که در آینده بتوانم متن مقاله ها و اخبارسراسر تهمت و افترای کیهان را به صورت لینک در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

و اما گوشه ای از این مطالب موهن عبارتند از:

 

-مقاله توهین آمیز علیه فقیه فقید حضرت آیت الله فاضل لنکرانی به دلیل شیوه ی اعلام عید سعید فطر از جانب آن بزرگوار

 

-مقاله ی اخیر این روزنامه در توهین به ساحت مقدس حضرت آیت الله صانعی(مد ظله العالی) در باب تحریف سخنان حضرت امام خمینی(قدس)

 

-مقاله ها و اخبار کذب بر ضد یار دیرین حضرت امام(ره) و مرجعیت مورد تایید حضرت آیت الله خامنه ای و جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم و شورای نگهبان قانون اساسی آیت الله منتظری

 

-مطلبی سراسرتوهین و افترا علیه مرجعیت معظم جهان شیعه حضرت آیت الله سیستانی به بهانه ی مراجعه ی آن بزرگوار به کشور انگلیس بابت معالجه

 

این مقالات و مطالب از آن جهت حائز اهمیت هستند که در قانون اساسی جمهوری اسلامی هر گونه اهانت به ساحت مراجع عظام تقلید موجب محاکمه و مجازات می باشد.همانگونه که مصطفی تاج زاده اخیرا به جرم اهانت به حضرت آیت الله مکارم شیرازی در سخنرانی در بین جمعی از جماعت اصلاح طلب قزوین بدون هیچ معطلی به دادگاه فرا خوانده شد.این در حالی است که با این حجم اهانت ها از سوی روزنامه ی کیهان و شخص حسین شریعتمداری تا به حال هیچ برخورد قانونی از سوی دستگاه قضایی کشور علیه این ارگان دروغ پردازی و باشگاه فرافکنی اصولگرایان و مدیر مسئول آن انجام نپذیرفته است.

در ادامه به گوشه ی دیگری از خیانت های این پایگاه و جایگاه بی مثال شیطان رجیم و ابلیس پلید می پردازیم:

 

-مقالات موهن و بی شمار این نشریه در اهانت به  امین نظام و رهبری حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

 

-مقاله ی حسین شریعتمداری درباره ی حق مالکیت بحرین توسط ایران که با تحلیل عجیب و غریب مفسران عرب(و غالبا وهابی مسلک) این اقدام نسنجیده  شریعتمداری به عنوان نظر رهبری نظام توجیه شد.(یعنی غلط را کس دیگری می کند و تقصیر به گردن دیگری افتد.)

 

شاید همین مقدار یا حتی یکی از این موارد برای توقیف شدن روزنامه ای غیر از کیهان کافی باشد.اما گویا تا این روزنامه ریشه ی نظام را نزنددلیلی برای محاکمه شدن آن نیست.

البته اکاذیب و اهانات دیگری نیز از سوی کیهان مطرح شده است اما تا به حال هیچ برخوردی با آن صورت نگرفته است.نظیر اهانت به رییس جمهور سابق جمهوری اسلامی سید محمد خاتمی(که در دوران انتخابات دوره ی هشتم ریاست جمهوری٬ کیهان وی را با القابی نظیر کور و کر توصیف کرده بود)

برای بنده بسیار عجیب است که شخص سید محمد خاتمی از نظر قانونی به عنوان رییس دولت می توانست تغییرات اساسی در ساختار این نشریه دولتی ایجاد کند٬ اما نکرد!!!(همان گونه که محمود احمدی نژاد در ابتدای دوره ی ریاست جمهوری خویش بی هیچ مانعی مدیر مسئول و کل سازمان روزنامه ی دولتی ایران را به دلیل انتقاد های صریح از دولت نهم و پیش از آن شهرداری تهران تغییر داد.)

شاید عده ای این امر را ناشی از تفاوت در طزر فکر خاتمی و احمدی نژاد بدانند و اینکه اصولا خاتمی به تفکر آزاد عقیده داشت اما احمدی نژاد اینچنین نمی اندیشد.اما باید عرض کنم که آنچه این عده می پندارند کاملا اشتباه است.

بگذارید رک بگویم :"اگر خاتمی هم می توانست حتما این کار را می کرد اما عزیزان من٬ زور خاتمی به شریعتمداری نمی رسید"

ای آقا فرمایش ها می فرمایید!!!یعنی زور رییس جمهور و شخص دوم مملکت ما به مدیر مسئول یک روزنامه زپرتی نمیرسد؟؟!!

بله نمی رسد.چرا که نه تنها مدیر مسئول این روزنامه بلکه سردبیر سابق آن(یعنی صفار هرندی وزیر ارشاد دولت نهم و یکی از درجه داران اسبق سپاه)و بسیاری دیگر از اعضای همین نشریه ی زپرتی از حمایت گسترده و بی دریغ ارگانی که نام آن برده شد برخوردارند.

پس دیدید زور خاتمی به شریعتمداری نمی رسید.وگرنه آقای خاتمی آبرو و منصب ریاست جمهوری خود را از سر راه نیاورده بود که پول بدهد تا یک روزنامه٬ تحت حمایت مالی دولت بر ضد وی و دولتش قلم براند.

در این میان اشاره ای هم داشتم به صفار هرندی،فردی که از سردبیری کیهان یک شبه به وزارت ارشاد رسید(و به گفته ی جواد شمقدری –مشاور فرهنگی احمدی نژاد-احمدی نژاد وصفار همانند زن و شوهری هستند که مجبورند به خاطر فرزندانشان یکدیگر را تحمل کند)

با توجه به این گفته ی شمقدری:

سوال:آیا احمدی نژاد با میل خود صفار را وزیر ارشاد کرده است؟؟

یا اینبار هم...

البته من وزارت ارشاد را مزد خوش خدمتی های کیهان در انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری می دانم.وزارتی که امروز کاملا از آن کیهان و سردمداران آن است.سردمدارانی که دستشان به ریختن آبروی مظلومین بسیاری آلوده است.

           

        """ربنا ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الظالمین"""

                                              

                                                    ومن الله التوفیق

 

 

خبر تکمیلی:یک خبر خنده دار

 

امروز در برخی سایت ها٬ خبری با این مضمون به چشم می خورد:

"نامه۲۳ نماینده ی مجلس به صفار هرندی برای برخورد با نشریات هتاک به حرمت مراجع تقلید"

ای وای.واقعا که خنده داره.این آقایان به اصطلاح نماینده ی مجلس از چاقو درخواست کرده اند که دسته ی خودش را ببرد!!ای عجب از این روزگار!! 

واقعا عجیب است که این آقایان به صفار نامه نوشته اند تا با ولی نعمت خود مقابله کند!!!

                     "ربنا وانصرنا علی القوم الجاهلین"

                                                          و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 2:52 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

در این مطلب می خواهم خاطره ای از حضرت امام خمینی (ره) را به نقل از آقای موسوی اردبیلی برایتان بنویسم:

آقای موسوی اردبیلی در یک جمع دانشجویی بیان داشتند:

"روزی من و آقایان خامنه ای٬هاشمی رفسنجانی٬ سید احمد آقا و... در خدمت امام (ره) در خانه ی ایشان بودیم.تلویزیون داشت تصاویری از مهندس بازرگان و دولت ایشان را نشان می داد.امام(ره) خطاب به حاضران فرمودند:"اینها واقعا بچه های خوبی هستند."(و منظور ایشان بچه های نهضت آزادی بود)یکی از آقایان معترض شد که:"خیر آقا اینها روحانیت را قبول ندارند." امام (ره) فرمودند:"البته که روحانیت را قبول دارند.اینان شما را که در راس کار هستید قبول ندارند"(و به حضار آن جلسه که غالبا از روحانیون بودند اشاره کردند.) بعد ازآن یکی از حضار گفت :"آقا اینها اصلا شما را قبول ندارند." امام(ره) به ایشان رو کردند و فرمودند :"خوب قبول نداشته باشند.من که وحی منزل نیستم."

اینها را نوشتم تا یک مقایسه ای از رفتار حضرت امام خمینی(ره)با رفتار مسئولین امروز مملکت داشته باشم.

فقط یک سوال:"اگر کسی امروز بگوید که من احمدی نژاد را قبول ندارم آیا  باز هم می تواند جایگاهی در این مملکت داشته باشد؟؟"

مسلما پاسخ منفی است.چنین افرادی یا باید اجبارا استعفا دهند(مانند آقایان حسن روحانی و لاریجانی و ...)یا به طرفة العینی از سمت خود برکنار می شوند(مثل مدیر مسئول سابق روزنامه ایران و...)

ای آقا قیاس مع الفارق می فرمایید.می دانید فاصله امروز ما با تفکرات نورانی آن عزیز سفر کرده٬آن پیر جماران و آن بت شکن زمان چقدر است؟؟؟اگر ما ایشان را ۱۸ سال است که از دست داده ایم در عوض به اندازه ی هجده میلیون سال نوری از ایشان دور شده ایم.

                         "کجایی ای امام و رهبر ما..."

                                                                   و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط سیاوش  | 

امروز مطلع شدم که سایت تابناک با رویکرد خبری و تحلیلی افتتاح شده است.و همین طور متوجه شدم که گویا این وب سایت جایگزین سایت بازتاب(که چندی پیش توسط دولت فخیمه!! آقای احمدی نژاد پلمپ شد)گردیده است.

نکته ی کنکوری:سایت بازتاب توسط دولت پلمپ شد ونه به حکم دادگاه و نه توسط قوه قضاییه.همان طور که پیش از آن این سایت و سایت های دیگر نظیر انتخاب و بی بی سی پرشین توسط دولت فیلتر شده بودند!!

خوب.خبرجالبی بود.جالب از آن نظر که دوباره یک فعالیت جدید سیاسی-خبری در بین عزیزان به اصطلاح اصولگرا(و به زعم بنده "بنیادگرا" و به زعم برخی "گروه فشاری ها") شکل گرفته است.

همچنین درنخستین لحظه ی ورود من به این سایت و با دیدن لوگوی این سایت کاملا صحت حرف دوستان مبنی بر  جایگزینی بازتاب برای بنده اثبات شد.

حالا من چرا اینارو مینویسم؟

ببینید عزیزان اصولا سایت بازتاب زمانی افتتاح شد که ما در آستانه ی یک انتخابات بودیم:"انتخابات مجلس هفتم".هدف از افتتاح آن نیز حمایت از جناح راست و اصولگرا ها و بیش از هر چیز مقابله با جناح چپ و یا به اصطلاح اصلاح طلبان(به زعم بنده "سر در گم ها " و به زعم برخی عزیزان رادیکال "...")بود.(البته نیاز به گفتن نیست که نفر شماره یک بازتاب شخص آقای محسن رضایی فرمانده ی اسبق و خوش نام!!!سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود)

این خط مشی بازتاب ادامه داشت تا انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ و آن زمان که آقای محسن رضایی شخصا وارد عرصه انتخابات شد.اولین نشانه های اختلاف و دو دستگی در بین رسانه های اصولگرا در حال پدید آمدن بود.البته فراموش نشود که با وجود این اختلافات کماکان فحاشی ها و توهین ها نسبت به جناح مقابل ادامه داشت.(از جمله مقاله طنز "دیشب باز هم لوبیا پلو داشتیم"در اهانت به آقای کروبی)

با اتمام انتخابات و به ریاست رسیدن رییس جمهور نوپا همگان منتظر اعلام وزرا و معاونین و...بودند(بازتاب هم منتظر بود!!!)با اعلام این اسامی معلوم شد که نامی از محسن رضایی در میان نیست.

و این یعنی جبهه گیری بازتاب علیه دولت احمدی نژاد.این جبهه گیری ها باعث یک سری مطالفت ها و ملایمت های این سایت با جناح مخالف نیز گردید.به طوری که بعد از آن اخبار مربوط به اعتراض ها و میتینگ های اصلاح طلبان نیز از این سایت منتشر می شد.(جل الخالق این همه تغییر موضع آن هم در کمتر از یک ماه؟؟!!)

  این دشمنی ها با دولت ادامه داشت تا اینکه این سایت توسط دولت فیلتر شد(تاکید می کنم توسط دولت!!)و این فیلترینگ ادامه داشت تا پلمپ کامل مرکز فعالیت های بازتاب (باز هم توسط دولت)

و هم اکنون در آستانه ی انتخابات دیگری هستیم.با خواندن اولین مقالات تابناک ناگفته پیداست که آنها از کاندیدا توری ۳ تن حمایت     بی دریغ خود را آغاز کرده اند:۱)محسن رضایی۲)محمدباقرقالیباف۳)علی اردشیر لاریجانی.و این ۳نفر همان هایی هستند که :

۱)اصلاح طلب یا چپی نیستند

۲)با دولت احمدی نژاد هم میانه خوبی ندارند

حال باید دید که آیا به تابناک اجازه ی فعالیت آزادانه تا آستانه ی انتخابات داده می شود یا خیر؟البته این داستان باز می گردد به آنجا که آیا بالاخره اصولگرایان می توانند با هم ائتلاف کنند یا خیر؟؟اگر ائتلاف بین آنان (یعنی حامیان دولت و سایر اصولگرایان)صورت نپذیرد که "وای به حال تابناک!!!

به هر حال در انتهای این مقاله به طرح ضرب المثلی قدیمی بسنده می کنم که:"...زرد برادر شغال است"

                                                                  ومن الله التوفیق

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت 4:48 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

چند روز پیش در حال چرخ زدن در دنیای اخبار یک خبر واقعا بنده را شکه کرد:"استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی!!!"

خبر بیش از آن که جذاب باشد عجیب بود.استعفای کسی که در این مدت با تمام چم و خم کار آشنا شده آن هم در این وضعیت حساس که به گفته ی مسئولان و رسانه های داخلی(تاکید می کنم "داخلی")کار پرونده ی هسته ای ایران رو به اتمام است؟؟!!

با خودم تنها  به یک چیز فکر می کردم:"چرا؟؟؟"اما با گذشت چند روز از این خبر زوایای جدیدی از این قضیه برای من روشن شد.

اما ابتدا اخبار منتشره از این استعفا:

خبر گزاری های دولتی:"لاریجانی در ادامه ی روند مذاکرات هسته ای حضور فعالی خواهد داشت."

خبر گزاری های غیر دولتی:"استعفای لاریجانی به علت مسایل داخلی بوده است."

دیلی تلگراف:"در واقع این احمدی نژاد است که قدرت را در دست گرفته .لاریجانی در گذشته قابلیت خود را در تفکری مستقل نشان داده و همیشه مستقیما به رهبری گزارش روند امور را می داده است."

احمدی نژاد:"استعفای لاریجانی به دلیل مسایل شخصی بوده.ایشان سه بار استعفای کتبی و چند بار استعفای شفاهی داده بود".

لاریجانی:"هر چه قدر به خودم نگاه میکنم مشکل شخصی نمی بینم."

اینها همه حکایت از آن دارد که دولت و دولتیان و در راس آنان شخص احمدی نژاد از پیگیری این استعفا توسط رسانه ها زیاد استقبال نمی کنند.چرا که گفته ی ایشان مبنی بر مشکلات شخصی آقای لاریجانی در همان ساعات اول پخش خبر از سوی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی تکذیب شد.اما در این میان عجیب ترین خبر این بود که آقای لاریجانی در مذاکرات ایتالیا به عنوان نماینده ی رهبری حضور پیدا کردند!!!

سوال:کسی که به عنوان نماینده شخص اول مملکت در جایی حضور پیدا میکند از نظر مسئولیتی مهم تر و بالا تر است یا کسی که به عنوان نماینده ی رییس جمهور در آنجاست؟؟؟

پاسخ:قطعا نفر اول از نظر پست و سمت محوله مهم تر است.چرا که به اذعان همگی کماکان آقای لاریجانی رییس تیم مذاکره کننده ی هسته ای ایران میباشد.

با این اوصاف که لاریجانی در تیم مذاکره کننده همان لاریجانی سابق است و تنها نوع تسمیه ی سمتش تغییر کرده است پس چرا ایشان از سمت قبلی خویش استعفا کرد؟؟

شاید عده ای بگویند که وی قصد دارد در انتخابات مجلس هشتم شرکت کند.باید بگویم که از نظر قانونی هیچ مشکلی برای کاندیداتوری ایشان وجود ندارد.همان طور که قبلا حسن روحانی هم نماینده ی مجلس بود هم دبیر شورای عالی امنیت ملی.ضمنا پست ایشان بسیار مهم تر و حیاتی تر از نمایندگی مجلسی است که امروزه هر تازه به دوران رسیده ای وارد آن می شود.

 اماپاسخ این سوال شاید متاسفانه در نوشتار دیلی تلگراف نمود داشته باشد:"اعمال قدرت احمدی نژاد."

بله عزیزان و این اعمال قدرت را در همان ابتدای به قدرت رسیدن احمدی نژاد آقای حسن روحانی(دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی)پیش بینی کرده بود و به همین دلیل از سمت خویش استعفا کرد.

اگر این اعمال قدرت وجود نداشت این پست به کسی مثل جلیلی اعطا نمی شد که در گذشته ی خود نشان داده که تماما مدیون دولت نهم است.و بلا شک شخصی اینچنین باید فرمانبردار بی چون و چرای ارباب خویش یعنی محمود احمدی نژاد باشد.و قطعا این فرمانبردار نمی توانست علی لاریجانی باشد.چرا که وی هم از نظر سنی و هم از نظر سیاسی بسیار با سابقه تر و خوش نام تر از احمدی نژاد است.

اما تمام این نوشتار را میتوان در برخورد رهبری با این مسئله تحلیل کرد.ایشان با اقدام به موقع خویش امین خود در مسایل هسته ای را در راس کار نهادند تا علاوه بر اطمینان از صحت اجرای سیاست های هسته ای ایران شان آقای لاریجانی را نیز بالا تر برده باشند.

در واقع علی لاریجانی با این استعفا خود را از زیر یوغ مستبدانه ی دولت خارج کرد که نه تنها در مسئله ی هسته ای بلکه در سایر وظایف شورای عالی امنیت ملی تابع دولت نهم نباشد.

در نهایت اینکه این استعفا نیز به عنوان برگ سیاهی دیگر در کارنامه ی دولت نهم به ثبت رسید.

""به امید دستیابی کامل ایران اسلامیمان به انرژی بومی هسته ای""

                                                                 ومن الله التوفیق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 4:32 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

                                        یا رحیم

درود بر شما دوستان عزیز(چه دوستان موافق و چه آنها که حتی با وجود بنده بر روی زمین مخالفند!!!)

ازاین به بعد قرار بر این است تا بنده گوشه ای از دانسته ها و تحلیل ها ی شخصی خود را در این وبلاگ نوشته نمایم(یا همان "بنویسم" خودمان).راستش ازخدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که مدت مدیدی است که میخواهم این کار را انجام دهم اما حقیقت آنکه به قول معروف ما جوان ها حسش نبود.اما در حال حاضر شرایطی پیش آمده است که دیدم نوشتن این مطالب از نان شب هم واجب تر است.

اینکه چه شرایطی بماند.فقط میتوانم به این توضیح بسنده کنم که این شرایط کاملا سیاسی است.در آینده ای نه چندان دور با شرح کامل متوجه نوع و چگونگی پیش آمدن این شرایط خواهید شد.

                                                   ومن الله التوفیق

                                                      

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

 
راه سبز اميد